بدون عنوان
خدایا میدونم نباید ای کاش و اگه بیارم تو کار تو ولی این دل صاحب مرده من این چیزا سرش نمیشه ای خدا اگه همون اول که من ازت طلب بچه میکردم به من یه بچه داده بودی الان 4 سالگیش رو هم جشن گرفته بودم میدونم حکمتی توش بوده میدونم میخوای به من یه بچه سالم بدی برای همین داری انقدر من رو امتحان میکنی. ولی احساس من نمیفهمه این چیزا رو . خدا به بزرگی خودت قسم میخورم دیگه نمیتونم. خدا داری میبینی میبینی این غم رو ؟ شنیدی صدای شکستن قلبم رو تو اون دم غروب که فهمیدم که خواهرم حاملست و به من نگفته؟ یعنی به صلاح همه ی اونا هست فقط صلاح من نیست؟ خوب چرا این صلاح رو برام مشخص ن...
نویسنده :
آدی
0:06




